مرا عاشقی شیداتوکردی ، اگرهستی پاید توهستی، اگرماهی تابد توهستی …..”
“شمیم روح افزایی ….”
کاش می دانستی چقدر به یادت هستم وچقدردلتنگ ات….
بی تو من واین بی خبری، من واین پرت وبرهوت
مرا عاشقی شیداتوکردی ، اگرهستی پاید توهستی، اگرماهی تابد توهستی …..”
“شمیم روح افزایی ….”
کاش می دانستی چقدر به یادت هستم وچقدردلتنگ ات….
بی تو من واین بی خبری، من واین پرت وبرهوت
قلک روزگارم ازروزهاوشبهای کم اثر،تندتند پرمی شود.هرصبح به خودم میگم :سلام ای روزدیگرمن ، توامروز یکقدم منوبه آره ،نزدیک می کنی ، به حرکتی دیگر، راهی دیگر——- !!!
و شب …آه ه ه ، نمی خواهم بخوابم، نمی خواهم این روزرابه عدد انتظارم بیفزایم….
آه ای شب ! چراازتوگریزانم ؟!!! به انتظارم ، انتظارم …. روز وشب
فانوسم اما تا صبح تاروزروشن می ماند…امیدم تونخواب، سهم من ازاین دلمردگی ،غنای من تویی. تو…
حتما راهم را پیدا می کنم …حتما…
بخواهی نخواهی تووشفا ، تو ومهر ازیک جنس اید.
عطوفت فزاینده تو ، لحظات کندگذر و دردآلودرا به صبح سلامتی می کشاند.
روزت مبارک پرستارم.
وقتی عصبانی ام ولجم میگیره ،آسمان خاکستری وپرابر اندوه میشه.این زمان دلتنگی هام جولان میدهندو بغض گلوشکن میخ اش را می کوبه…
گون ازنسیم پرسید:هوس سفرنداری؟
من وغباراین بیابان ،
چکنم که بسته پایم!!!