تقریبا هرروزخدا ازاین ستاره میری وبا آن ستاره برمی گردی، شده شبهایی که تن ات به خانه نرسیده ،چشم هات به قصر پادشاه پنجم ششم رسیده!!!
دلم مورمورمیشه برات .باورکن .ازجانبی دیگرنگاهت می کنم مردی شکسته وخسته که سالها دویده ای …که سالها ازخودبعیدی…کی به خودمی آی؟؟
ماراهم که برانی کی به خودمی رسی؟؟؟
تاکی؟؟