برگشتم امروزجمعه 7تیر87 ….توی فرودگاه آن لحظه ای را مجسم می کردم که رسیده بودم چه خوب بود.کاش آن موقع آلان بود.
خدایا کمکم کن مقاوم باشم وبه خودم کمک کنم.خدایا ….
خانه اینبار خیلی گرم نبود کمی هم بهم ریخته مثل همیشه!
تو هم که مثل همیشه خدا meetingداری!!!
بهترررر. من هم به بازکردن چمدانم خودم را مشغول می کنم.قربونش برم انگاری رسم نداری ازکشورت سوغاتی بیاری!!! باید ازیک هموطنت اینوبپرسم.
خسته ام میرم بخوابم تاآمدنت 2-3 ساعتی مونده.
دیگه عادتم میشه نبودنت توی خانه ، وچه ناجور! شاید این انطباقی است که باید پیش بیاد…