باز هوای سبزرسیده تا حوالی من، بادا که ببارد به تنهایی من.
توآمدی به جمع لحظه های من ، قراره بوم تنهایی هامون را با هم ،بهارانه نقاشی کنیم …بپاشیم دونه های دل را ،بدویم تا ته دشت برسیم برسیم به سر چشمه ، آبی بنوشیم … به زیر بارون بخندیم به زلال آسمون …توآمدی ،
…نگاه کن بالاخره آمدی