Archive for آگوست, 2008

بهارقرآن،رمضان

Aug/31/2008

همه جا صحبت از بهاری است که قراره بر جانمان میل انتشارکنه.قراره دانه های دلمون به بارون رازونیاز،هوایی تازه کنه…

فردا قراره بیاد ؛ماه ربنا  وسحر، ماه نان وخرما، ماه قرآن وقدر،ماه رمضان

مبارک علیکم الشهر

مبارک علیکم الشهر

 

حضرت جن

Aug/30/2008

برای تو می نویسم که همواره منی ، میدونم به اینجا که برسی ادراک با توغریبی می کند…

کدامین بسم الله ترا روانه ام می کند یا حضرت جن؟؟

ازاون لحظه ها

Aug/30/2008

چه حس خوبیه بعد یه ساعت پیاده روی ، بری توعمق کاناپه نرم  ومردمی که می گذرند…بوی مست کننده قهوه استارباکس تک تک سلولهای وجودت را سرمی کشه وتورا تا ژرفای اندیشه وخلسه همراهی می کنه…تا هر وقت که بخواهم میتونم بیندیشم وکیف کنم…کسی نیست که دغدغه اش را داشته باشم، تنهام، تنهای تنها..

family planning بروپی کارت!

Aug/29/2008

خانواده عرب اونقدر به اولاد آوری و ولدزایی علاقمندند که یکی به بر یکی به دل ،یکی اینور ویکی به اونور جزو عادی های زندگی اینجاست. یه راه پیمایی کوچک خانوادگی حداقل با 3-4 تا بچه قدونیم قد، 1-2تا خدمه هندی/فیلیپینی/اندونزیایی یه مادر(شاید باردار) ویه بابا ازاون صحنه هایی است که شاخ ولج منو  یه جادرمیاره؟!!! 

بعضی ها میگند تنظیم خانواده حرام وگناه داره ؟؟!

poor family planning

poor family planning

شب وکار graveyard shif

Aug/28/2008

یه شبهایی که اونقدرسرگرم خواندن های اینترنتی هستم به ساعت desktop نگاه می کنم ساعت نزدیک 3 است گاهی پنج دقیقه بیشتر یا کمتر. یاد دوستانم ، یاد اونهایی که شبکارند میفتم وبراشون دعا میکنم.این لحظه ها برای اونهایی که نیمه دوم شب (شیفت دوم خواب) ( 12 تا 3 شیفت اول ، 3تا 6 شیفت دوم) هستند خیلی خوشاینده .میرند که همکارشون را از استراحتگاه (پاویون) بیدارکنند وخودشون بجاش آروم بگیرند… چقدر سخت وعذاب آوربود بری همکارت را از خواب شیرین بیدارکنی ، چاره ای نبود خودت داشتی از سرپاموندن  8-9 ساعته می افتادی..گاهی هم میشد همین 2-3 ساعت استراحت را هم نداشتی وقتی بیمار بدحال یا پذیرش های پشت هم تمام ساعتهای شیفتت را می بلعید.صبح مثل یه خورجین بودی پرازخستگی اما یه حرف، تورا تا دماوند آرامش می برد یه لبخند راضی یه :

 الهی خیرببینید

چه سخت بود اونروزها وچه شیرین اند اون خاطرات..

آب یعنی تمیزی وزندگی

Aug/27/2008

خدانکنه یه روزی لوله ای نشت کنه ، دستگاهی خراب شه، آبگرمکن طوریش بشه و…. اونروز،عزای منه!!!کاش یکمی تاسیسات بلدبودم :(  خوب باید حضرت ایشان را مطلع کنم که از Mr.Karamبخوادبیادببینه وبعدش متخصص اون خرابی را پیداکنه وبیارتش …..

قبل آمدنشون براشون فرش قرمز پهن میکنم(یه رول پلاستیکی قرمزرنگی که معمولا جلوی درحمام یا بیرون درپهن می کنندداریم)..آخه اینجایی ها همینطوری باپاهای کثیف همه جا میروند! اکثرا همین آقا کرم را دیدم پابرهنه داره حیاط ساختمون را میشوره.زنگ میزنند دررا که باز میکنم ازشون می خوام کفشهاشون دربیارند!! بیشترشون تعجب می کنند اهمیتی نداره! امروز کف آشپزخونه خیس بود ازنشتی پایپ ظرفشویی، آفا کرم انگاری هیچی حالیش نیست همینطوری مثل (   ) سرش میندازه پابرهنه میره توی آشپزخونه خیس س س س!!! صدام بلند میشه : هی مستر کرم…خلاصه یه نفردیگه هم میاد که پایپ را تعمیر کنه بعداز تموم شدن کارشون، میفتم به جون آشپزخونه!! بااینکه دوباردرهفته ایندرا میاد کارهای نظافت خونه را انجام میده با این حال دلم برنمی داره باید خودم بشورم !!!

واقعا موندم چرا اینها اینقدر با آب وشستشو بیگانه اند؟ گاهی به خودم شک میکنم نکنه وسواسی شدم؟؟!!  یه دهه عمر کار توی بیمارستان و سروکارداشتن با خون ؛ ترشحات مختلف بدن وآلودگی های جورواجور،دیدن مردمی با رفتارهای مختلف بهداشتی اینقدرمتعجبم نکرده که حالا آنچه بین اعراب دارم میبینم!!! ماها که در بیمارستانها کار کرده ایم دست شستنها مکرر خصوصا قبل وبعد همه پرسیجرهای درمانی جزو جدانشدنی زندگی ماست واین درحالی است که خیلی ها به ما خرده میگیرند: چطوردلت میاد توی بیمارستان چیزی بخوری، اونجا کثیفه !اونجا بومیده! ما که دلمون بر نمی داره !

مارا باش که پوست دستهامون ازبس برس زده شده اند وبتادین ودکونکس و….. شده مثل اسکاچ!

یادش به خیر به من توی خونه میگفتند : خوب ظرف نمی شوری، گربه شور می کنی !…..

وحالا اینجا بین اینها با خودم میگم :شستشو مثل نفس کشیدن شده برای ماها درحالی که حضرت محمد رسول ا… میدونستند چی میگند وقتی از مسلمونها میخواست پنج بار درروزوضو بگیرندددددددددد تعجب نداره وضو خانه ای که توی کشورهای عربی می بینی مثل قسمت رختکن حموم های عمومی می مونه  با حوضی وشیرهای بسیاررررر.

آیا واقعا  النظافه من الایمان نیست ؟؟   

جایی که من دوست دارم بروم

Aug/26/2008

اینجا کسایی می آیند که می خواهند بیشتراز کویت ومردمش بدونند،کسایی ازهمه جای دنیا،اینجا کسانی هستند که کارهای داوطلبانه هم انجام می دهند تا کشورشان را بشناسونند…اینجا میتونی بروی روزنامه های عربی/انگلیسی بخونی..می تونی با اینترنت کارکنی چه با لپ تاپ خودت یا باکامپیوترهای اونجا…کتابخونه کوچک وقشنگی هم هست …عبدالخالق برات چای/قهوه هم میاره اگه بخواهی….

ماه رمضان هم نزدیکه،قراره مثل سالهای گذشته،هرشب افطاری بدهند خوشمزگی اش را بعدا ارسال میکنم:)

Aware Center,Kuwait

Aware Center,Kuwait

 

راهی که من می روم

Aug/26/2008

این همون ممشی=Sidewalk است که وقتی می خواهم چربی هارا اذیت کنم به اینجا می برمشون:)

sidewalk
sidewalk/pavement

p1110188

taunt

Aug/24/2008

آن چنان قاطع وتیز،it’s not your business قلبم را درید که تا چند ساعتی دردش را توی صورتم می دواند،همش حس می کردم سرخ شده ومی سوخت…

Hectic day

Aug/21/2008

از صبح تاحالا همش سرگرم این kitchen management وآن beauty management بودم تا بتوانم با یک time management درست وحسابی برم سری به office managementبزنم

حالا درکنار این روزنگاری دارم data management می خوانم….

آیا دوباره برمی گردم به management ؟؟!!

هوای خرماپزان the scorching hot days

Aug/21/2008

اشتباهی حس کردم هواداره خنک میشه !!!

این روزها اونقدرهوا شرجی است که نمی توانم ده قدمی راه برم.انگاری یه تخته سنگ توی ریه هاست ، وقتی نفس می کشم نیمه کاره می خوام که رهاش بکنم …. می گویند هواتا آخرای سپتامبر همینطوریه…هوای خرما پزان که میگند همینه…

 صید میگوهم چندروزی است آزادشده آخ جون shrimps/گمبری

فیلم حسن و مرقص

Aug/21/2008

دیدن فیلمی نیمه کمدی (حسن ومرقص )(عمرالشریف وعادل امام ) بدون زیر نویس انگلیسی، بااینکه بعضی از گفتگوهاشون خیلی مفهوم نبود برایم جالب بود.این فیلم صحنه های از تقابل کورکورانه دین اسلام ودین مسیحیت رابه نمایش گذاشت ودرانتها به زیبایی نشان داد همه ادیان به یک چیز اشاره دارند وآن یگانگی خداوند وتوحید است.

امید

Aug/19/2008

ته دلم فانوسی روشنه… یه وقتهایی ریسمونی نگه ام میداره … یه جاهایی دلشوره هام  یهو آروم میشند… من تنها رها نشده ام اینو سوسوی همون فانوس میگه ، من هنوز امیدوارم… 

تخفیفات ،sale…

Aug/18/2008

این دوسه هفته هرجا چشم می دونی این واژه های وسوسه برانگیز: تخفیفات،تنزیلات،عرض خاص،خصم،sale,end of season…نگاهت را به دام میندازند.خبلی جاها مردمی را می بینی کیسه های خرید فروشگاه های مختلف بدست ، خودشون شدند تبلیغ کنندگان خرید بیشتر . آیا براستی حراج کردن ها وتخفیف دادنها واقعی اند؟

درهمین حال اندک فروشگاه هایی هستند که مغرورانه، بدون هیچ یک ازاین کلمات  رنگارنگ و دلفریب به کارخودشون ادامه می دهند آیا آنها با فروش بیشتر مخالفند یا که چه ؟؟!!

sale ,فروش فوق العاده،�راجی

sale ,فروش فوق العاده،حراجی

رانندگی نکن شهرشلوغه…

Aug/17/2008

حالا دیگه داشتن گواهینامه رانندگی شده یه آرزوی بزرگ! ترافیک مثال زدنی کویت را ما خارجی ها بهبود می دهیم نه آنهایی که با سرعت وحشتناک ، ماشین های بزرگ وآخرین مدل ، خیابانی را از راه بندان و تصادف بی نصیب نمی گذارند!! کجایند گزارشگران بهداشت جهانیWHO که نه فقط بگند بالاترین آمار تصادف جاده ای مربوط به ایرانه !!! 

برای اینکه بتونی اجازه رانندگی اینجارا بگیری باید بچه مدرسه ای داشته باشی که به بهانه مدرسه بردنش، اجازت دهند یا اینکه شغلی داشته باشی اونهم  نه هر شغلی! مثل اینکه دارم تاوان پس میدم ، تاوان ماشین به پارکینگ رها شده وشکایت کردن اززوج وفرد بودن روزهاوپلاک ها که نمی تونستیم هرروز بیندازیمش توی خیابونها …..این اواخر امتیاز طرح نظام پزشکی هم گرون شده بود…

چه جابجایی آرزوهایی! آرزوهای شهرنشینی کویرستان کویت !