coffee break

By yasetti

نازنینی وقت داشت با هم بریم بیرون ،من بیشتر خواهان گفت وشنود ش بودم.بهترین جا را نزدیک مارینا مـــول واردشدیم.هوای خنک وآزاردهنده مردم را به درون کافی شاپ ها ومطعم (غذاخوری) کشونده بود.بجز اونهایی که کنارشون گرمای زغالی قلیونها(شیشه)را داشتند!

زریندخت مدت کوتاهی میهمان کویت خواهد بود ): کاش بیشتر بمونه.

  طوری مهربون به شنود حرفهات میشینه که گوی سالهاست با توآشنـــااست .دوساعت آخر را رفتیم جایی دیگه وجشن گرفتیم این ماه،مـــاه تولد من واوست…

وقتی می رفتیم که به پارکینگ برسیم دندونهام بهم می خورد!!! هیتر ماشین را روشن کرد باورکردنی نیست از اون گرمای سوزان تنوری به این سرمای استخوان سوز کویــــری!!

ممنونم زرین برای جشن دونفره وبودنت :

coffe

6 پاسخ to “coffee break”

  1. siamak می گوید:

    پس حالا می فهمین من وقتی می گم سرما یعنی چه :( حس حسادتم رو نسبت به گرما نتونستم تحمل کنم .شاد باشید

  2. siamak می گوید:

    یه سوال چرا عکس من مثل درا کولاست اینجا هاهاهاهاه

  3. الهه ... می گوید:

    حسادت کردم …
    کسی باشد که مهربانانه بشنود ….
    البته این که کسی بشنود فقط کافی نیست … باید گفتن هم بلد بود …
    من بلد نیستم:(
    به وقتش انگار لال می شوم ! :(

  4. Salam Khanomi می گوید:

    Man ham shab-e khoobi daashtam. Az goftego baa shoma lezat bordam. Be omid-e didar

    Doostar shoma, Zarrindokht

  5. قلندر می گوید:

    سلام و درود
    چه رحمتی است احساس دو گوش شنونده و دلی پذیرا برای بازگویی دردهایت ….. در چه حال و هوایی پا به این گذرگه گذاشته اید و چه ارثی به حتم از رویاهای این ایام برده اید …..
    سلامتتان آرزوست ………… یا حق

  6. farahediba می گوید:

    سلام عزیزم.میفهمم که سرمای آزار دهنده یعنی چی؟مخصوصا اونجا که شرجی هم هست.امروز خدا در این حوالی لاندری داشت و پودر لباس شویی اش را بر سر ما میریخت ! باور کن امروز برفها به شکل پودر لباسشویی بودن.
    نازی هم خوبه و مرتب در تماسیم.تا 20 روز دیگه میرن خونه خودشون(تا حالا پیش خواهر شوهرش بودن) فعلا راضی هستن و جویای کار تا ببینیم بعدا چی پیش میاد.امیدوارم موفق باشن و در راهی که انتخاب کردن پایدار.

    برایت آرزوی سلامتی دارم .

پاسخ دهید