اقاقــــــیای آن کوچه

By yasetti

درمن انگاری تمام ناب های نادر وخواب مانده ، به قلیان اند …انگاری می خواهند به صاحب امانت شان باز گردند…. ساکت باشم دراین رست وخیز…

wisteria

 

4 نظر to “اقاقــــــیای آن کوچه”

  1. دنیز می گوید:

    سلام مهربونم
    گرمی و لطافت لهجه ی بارانی ات مرا به خود خواند .
    از الطاف مهرت کمال تشکررا دارم و برایت آرزوی سربلندی دارم.

  2. قلندر می گوید:

    سلام و درود
    چه زایشی تو را برگرفته…چه عطری….چه نسیمی………لبخند،لبخند،لبخند
    یا حق

  3. قلندر می گوید:

    سلام
    تو رو به معراج و شکفتنی…بسوی نور و طلوعی ورای این سبزینه ها ….تو شادابی از این حیات
    یا حق

  4. قلندر می گوید:

    ……….بازآ به این کتیبه

يك پاسخ برايش بگذاريد