روزهای مضطرب

By yasetti

گوشه ای از وجودم به بند ِ دلهره قفل میشود .خودم را به هرسوی اشتغال پرت می کنم .. فایده اش بی دوام است .. چیزهایی را باید جمع کنم اما اضطراب ِ سمج ، نمی گذارد… خیلی زود از سمت ِ  آشنایی ها و تعلقات می کوچم ..خیلی زود آبی هایی را از بالا می گذرم ….چیزی نمانده…

2 نظر to “روزهای مضطرب”

  1. farahediba می گوید:

    خیر است انشاأالله … بسلامتی مقصد کجاست؟

  2. دنیز می گوید:

    سلام دوست گلم
    چرا اینقدر مضطرب؟!

يك پاسخ برايش بگذاريد