گوشه ای از وجودم به بند ِ دلهره قفل میشود .خودم را به هرسوی اشتغال پرت می کنم .. فایده اش بی دوام است .. چیزهایی را باید جمع کنم اما اضطراب ِ سمج ، نمی گذارد… خیلی زود از سمت ِ آشنایی ها و تعلقات می کوچم ..خیلی زود آبی هایی را از بالا می گذرم ….چیزی نمانده…
Oct/23/2009 در t 7:56 ب.ظ
خیر است انشاأالله … بسلامتی مقصد کجاست؟
Oct/25/2009 در t 7:25 ب.ظ
سلام دوست گلم
چرا اینقدر مضطرب؟!